این دیگر سال 1985 نیست... سال 1986 است، و چاک استیل به گفته رئیس او، کاپیتان جک شیت، "بهترین پلیس لعنت بر نیرو" است. اما حتی این بدجنس، مرتد، توپ شل، گرگ تنها، پلیس در لبه، که طبق قوانین بازی نمیکند، وقتی فرماندار لسآنجلس تصمیم میگیرد ساعات صدور مجوز برای باشگاهها و بارها را کاهش دهد، کارش قطع میشود. موجی غیرقابل توضیح از ناپدید شدنهای پرمخاطب در شهر. همه ناپدید شدگان وجه مشترک یکسانی دارند، صحنه جنایت غرق در خون اما بدون هیچ نشانی از قربانی. پلیس گیج می شود تا زمانی که یکی از قربانیان موفق به فرار می شود. چاک برای مصاحبه با قربانی در بیمارستان می رود اما با پیرمرد دیوانه ای روبرو می شود که خود را آبراهام ون رنتال معرفی می کند. او به چاک ناباور هشدار می دهد که بلای شیطانی در شرف فرود آمدن بر شهر لس آنجلس است - بلای TRAMPIRES - یک ترکیب جهش یافته از خون آشام و ولگرد.
It's not 1985 anymore...it's 1986, and Chuck Steel is 'the best God damn cop on the force' according to his long suffering boss, Captain Jack Schitt. But even this maverick, renegade, loose cannon, lone wolf, cop on the edge, who doesn't play by the rules has his work cut out when the Governor of LA decides to reduce the licensing hours for clubs and bars triggering a sudden, inexplicable spate of high profile disappearances in the city. The disappearances all have the same thing in common, a crime scene covered in blood but with no sign of the victim. The police are perplexed until they get a break in the case when one of the victims manages to escape. Chuck goes to interview the victim at the hospital but is confronted by a crazed old man who introduces himself as Abraham Van Rental. He warns a disbelieving Chuck that an evil scourge is about to descend on the city of Los Angeles - the scourge of the TRAMPIRES - a mutated hybrid of vampire and tramp.
این فیلم با نام تجاری Chuck Steel: Night of the Trampires محصول کشور United Kingdom است.به کارگردانی Michael Mort و بازیگرانی چون Mike Mort,Jennifer Saunders,Paul Whitehouse در ژانر انیمیشن,اکشن,کمدی در سال 2018 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
زمانی که قاتل ها به تعقیب یک بازدیدکننده مرموز و گم شدن الماس می پردازند، زنی متوجه می شود که خانه آرامش مورد تهاجم قرار گرفته است.
استلا فاکس، معتاد عاشق وحشیانه خودآگاه، پس از جدایی ویرانگر به نیویورک نقل مکان می کند و در طول یک تابستان به دنبال معاشقه های عاشقانه ناامیدکننده می رود.
هنگامی که طوفان شهاب سنگی به شمال غربی اقیانوس آرام می رسد، مردی، نامزدش و معشوقه اش سعی می کنند از یک باند خشن فرار کنند و به پناهگاه برسند.
اکنون که روزهای قاتل دن پشت سر او است، تنها چیزی که او برای کریسمس میخواهد این است که وقت باکیفیتی با بچههایش داشته باشد. اما وقتی میفهمد دخترش برنامههای خودش را دارد، یک سفر خانوادگی به لندن رزرو میکند و همه آنها را در تیررس یک دشمن غیرمنتظره قرار میدهد.
یک تیم سابق سیاهپوست برای نجات جان دختر هشت ساله رهبرشان، دوباره گرد هم می آیند تا یک دزدی ناامید کننده انجام دهند.
یک جوخه نخبه متشکل از شش سرباز سیاه پوست، به رهبری برده سابق بارباس، به یک ماموریت انتحاری فرستاده شده اند. برای نفوذ به یک قلعه کنفدراسیون در اعماق جنگل های آرکانزاس و منفجر کردن اسلحه های دوربرد آن، که روند جنگ را تغییر می دهد.