ادوین به خواهرش در بستر مرگ خود قول داد تا پسرش را پیدا کند که مدتها قبل از آن دست کشید. تلاش ادوین او را به یک معلم جایگزین در دبیرستان دوری ، جاکارتا ، مدرسه ای برای بزهکاران نوجوان تبدیل کرد. در آنجا او برای یافتن برادرزاده خود باید با خشن ترین دانش آموزان روبرو شود. هنگامی که او سرانجام پسر را پیدا کرد ، یک شورش در سطح شهر فوران می کند و ادوین با بچه های بی رحمانه برای خون او به دام می افتد.
Edwin promised to his sister on her death bed to find her son she gave up long time ago. Edwin’s quest brought him to become a substitute teacher in Duri High School, Jakarta, a school for juvenile delinquents. There he must face the most violent students to find his nephew. When he eventually finds the boy, a city-wide riot erupts and Edwin is trapped im the school with the cruel kids out for his blood.
این فیلم با نام تجاری The Siege at Thorn High محصول کشور Indonesia,United States است.به کارگردانی Joko Anwar و بازیگرانی چون Morgan Oey,Hana Malasan,Omara Esteghlal در ژانر جنایت,دلهره آور,اکشن در سال 2025 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
یک مزدور وظیفه ردیابی یک هدف را در هواپیما انجام می دهد اما باید از او محافظت کند وقتی که توسط افرادی که سعی در کشتن هر دو آنها دارند ، محاصره می شوند.
تیمی از redditor ها پس از کلاهبرداری رمزنگاری ، همه چیز را از دست می دهند و باعث می شود که آنها بتوانند "تأثیرگذار مالی" را که آنها را پیچانده اند ، ربوده کنند.
یک سناتور فاسد ترتیب قتل بزرگترین مسئولیت خود، دخترخوانده فرسودگی نامنظم خود را می دهد، اما او ناخواسته استعداد طبیعی خود را به عنوان یک قاتل دست نخورده کشف می کند.
یک بازپرس خصوصی منزوی توسط یکی از دوستانش متقاعد می شود که از مخفیگاه بیرون بیاید تا به یافتن خواهر گمشده اش کمک کند و او را در دسترس کسانی قرار دهد که خواهان مرگ خانواده اش هستند.
یک خیاط پس از دزدیدن یک کیف از یک معامله مواد مخدر که خراب شده است، در نخ خودش گیر می کند. در یک بازی رو به افزایش موش و گربه، انتخابهای متفاوت او منجر به نتایج کاملاً متفاوتی در طول مسیر میشود.
مارتین مردی است خارج از زمان و عاشق همسرش والکری، کامپیوترها و سینتی سایزرها است که در میخانه ها و کلوپ ها برای تماشاگران ناشناس می نوازد. اما هنگامی که وال با او اشتباه می کند و زندگی مارتین شروع به از هم پاشیدن می کند، او به موسیقی خود عقب نشینی می کند، به این امید که آشفتگی درونی خود را آرام کند. اما موسیقی میتواند تاریکی را فرا بخواند و روح را آرام کند، و دیری نمیگذرد که مارتین چیزی بیش از کلیدهای کیبورد سینت سایزر خود را میزند.