در سال آینده، در شهر متروپلیس، جو فردرسن استاد شهر است. پسرش فردر وقت خود را در یک باغ تفریحی بیکار می گذراند، اما با ورود زن جوانی به نام ماریا که گروهی از فرزندان کارگر را آورده تا شاهد سبک زندگی ثروتمندان باشند، او را قطع می کند.
In the futuristic year, in the city of Metropolis, Joh Fredersen is the city's master. His son Freder idles away his time in a pleasure garden, but is interrupted by the arrival of a young woman named Maria, who has brought a group of workers' children to witness the lifestyle of the rich.
این فیلم با نام تجاری Metropolis محصول کشور International,Euro است.به کارگردانی Fritz Lang و بازیگرانی چون Brigitte Helm,Alfred Abel,Gustav Fröhlich در ژانر علمی تخیلی,درام در سال 1927 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
رز به برادر بزرگترش سام بسیار نزدیک است. وقتی زنی او را به تجاوز متهم می کند، از رز خواسته می شود تا در تحقیقات علیه او شهادت دهد. این امر هم رابطه آنها و هم تمامیت اخلاقی او را مورد آزمایش قرار می دهد.
یک استاد کالج زمانی که دانشآموز ستارهای به یکی از همکارانش متهم میشود و راز تاریکی از گذشته خود او را تهدید میکند، در دوراهی شخصی و حرفهای قرار میگیرد.
زندگی یک ورزشکار منضبط دبیرستانی زمانی شروع می شود که هویت عجیب و غریب او در برابر ایده ای که قرار بود چه کسی باشد رقابت می کند.
کریستی مارتین هرگز زندگی فراتر از ریشه های شهری کوچک خود در ویرجینیای غربی را تصور نمی کرد - تا زمانی که استعداد مشت زدن به مردم را کشف کرد. او با قدرت، اراده خام و میل تزلزل ناپذیر برای پیروزی، تحت هدایت مربی و همسرش که مدیر تبدیل شده، جیم، وارد دنیای بوکس می شود. اما در حالی که کریستی یک شخصیت آتشین را در رینگ به رخ می کشد، سخت ترین نبردهای او بیرون از آن رخ می دهد - رویارویی با خانواده، هویت و رابطه ای که ممکن است به مرگ یا زندگی تبدیل شود.
گریس و شریک زندگی اش جکسون به یک خانه روستایی قدیمی نقل مکان می کنند. او رویای نوشتن را دنبال می کند و این زوج به زودی صاحب فرزند می شوند. با این حال، با غیبت مکرر جکسون، و فشارهای زندگی خانگی بر او، گریس شروع به بازگشایی میکند و مسیری از نابودی را در پی او باقی میگذارد.
جی کلی، بازیگر مشهور سینما، با همراهی مدیر فداکارش، ران، سفری را برای کشف خود آغاز می کند و با گذشته و حال خود روبرو می شود.