وقتی مادر جدید کارنی میخواهد به سر کار برگردد، پسر همسایه مت را به عنوان مراقبت از کودک استخدام میکند، اما شوهرش نیک نمیخواهد. با این حال، همانطور که مت خود را در زندگی آنها دخیل می کند، به نظر می رسد که او وسواس غیرقابل حلی نسبت به کارنی دارد که باعث ناراحتی و عصبانیت او می شود. با این حال، این نیک است که مت با او سابقه دارد و این راز در شرف فاش شدن است.
When Carney's new mother wants to go back to work, she hires the neighbor's son Matt as a babysitter, but her husband Nick doesn't want to. However, as Matt becomes involved in their lives, he seems to develop an unsolvable obsession with Carney, which causes her to be upset and angry. However, it's Nick who Matt has a history with, and that secret is about to be revealed.
این فیلم با نام تجاری Lies My Babysitter Told محصول کشور United States است.به کارگردانی Ben Meyerson و بازیگرانی چون Nicole Marie Johnson,Ben VanderMey,Daniel Di Amante در ژانر دلهره آور در سال 2024 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
هنگامی که رقابت مداوم بین کشاورزان مایکل و جک به طور ناگهانی تشدید می شود ، باعث ایجاد زنجیره ای از وقایع می شود که چرخش های فزاینده ای خشونت آمیز و ویرانگر را به خود می گیرند و هر دو خانواده را به طور دائم تغییر می دهند.
یک مزدور وظیفه ردیابی یک هدف را در هواپیما انجام می دهد اما باید از او محافظت کند وقتی که توسط افرادی که سعی در کشتن هر دو آنها دارند ، محاصره می شوند.
تیمی از redditor ها پس از کلاهبرداری رمزنگاری ، همه چیز را از دست می دهند و باعث می شود که آنها بتوانند "تأثیرگذار مالی" را که آنها را پیچانده اند ، ربوده کنند.
دو قاتل بیشتر از آنچه که از آنها چانه زنی می کنند ، وقتی اجساد مرده در یک انبار ظاهر می شوند که قبلاً هرگز با آنها روبرو نشده اند ، می شوند. هرچه روز کاری آنها به کار خود ادامه می دهد ، آنها شروع به زیر سوال بردن یکدیگر می کنند و به جنون علمی تخیلی رانده می شوند.
یک خیاط پس از دزدیدن یک کیف از یک معامله مواد مخدر که خراب شده است، در نخ خودش گیر می کند. در یک بازی رو به افزایش موش و گربه، انتخابهای متفاوت او منجر به نتایج کاملاً متفاوتی در طول مسیر میشود.
مارتین مردی است خارج از زمان و عاشق همسرش والکری، کامپیوترها و سینتی سایزرها است که در میخانه ها و کلوپ ها برای تماشاگران ناشناس می نوازد. اما هنگامی که وال با او اشتباه می کند و زندگی مارتین شروع به از هم پاشیدن می کند، او به موسیقی خود عقب نشینی می کند، به این امید که آشفتگی درونی خود را آرام کند. اما موسیقی میتواند تاریکی را فرا بخواند و روح را آرام کند، و دیری نمیگذرد که مارتین چیزی بیش از کلیدهای کیبورد سینت سایزر خود را میزند.