عمارت ایزوله با تله های مرگبار پنهان شده است و زندگی افراد حاضر در بازی به یک نخ و پر از تعلیق آویزان است! این فیلم داستان دختری فلج به نام He Siyi را روایت می کند که پس از 17 سال دوری از خانه در جزیره ای عجیب به خانه بازمی گردد. آنچه در انتظار اوست یک نامادری زیبا و مهربان، یک پزشک شخصی جذاب، یک راننده جوان و قوی و یک خدمتکار دلسوز است. چه ورطه ای از لعنت ابدی در پشت نقاب پنهان شده است؟ یک درام انتقامجویی که مدتها برنامهریزی شده بود به تدریج در حال رخ دادن است
The isolated mansion is hidden with deadly traps, and the lives of the people in the game are hanging by a thread and full of suspense! The film tells the story of a paraplegic girl, He Siyi, who returns home after 17 years away from home on a strange island. What awaits her is a beautiful and gentle stepmother, a charming personal doctor, a young and strong driver, and a caring maid. What kind of abyss of eternal damnation is hidden behind the mask? A long-planned revenge drama is gradually unfolding
این فیلم با نام تجاری Her Turn محصول کشور China است.به کارگردانی Cheng Yanan و بازیگرانی چون Li Gengxi,Deng Jiajia,Liu Yitie در ژانر رمز و راز,دلهره آور,جنایت در سال 2025 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
یک مزدور وظیفه ردیابی یک هدف را در هواپیما انجام می دهد اما باید از او محافظت کند وقتی که توسط افرادی که سعی در کشتن هر دو آنها دارند ، محاصره می شوند.
تیمی از redditor ها پس از کلاهبرداری رمزنگاری ، همه چیز را از دست می دهند و باعث می شود که آنها بتوانند "تأثیرگذار مالی" را که آنها را پیچانده اند ، ربوده کنند.
یک هیتمن سابق که برای قتل خانواده اش و برای مردگان ترک شده است ، برای انتقام دقیق از "شیاطین" نقاب دار که شهر خود را به دست گرفته اند ، متوقف نمی شود.
دو قاتل بیشتر از آنچه که از آنها چانه زنی می کنند ، وقتی اجساد مرده در یک انبار ظاهر می شوند که قبلاً هرگز با آنها روبرو نشده اند ، می شوند. هرچه روز کاری آنها به کار خود ادامه می دهد ، آنها شروع به زیر سوال بردن یکدیگر می کنند و به جنون علمی تخیلی رانده می شوند.
یک خیاط پس از دزدیدن یک کیف از یک معامله مواد مخدر که خراب شده است، در نخ خودش گیر می کند. در یک بازی رو به افزایش موش و گربه، انتخابهای متفاوت او منجر به نتایج کاملاً متفاوتی در طول مسیر میشود.
مارتین مردی است خارج از زمان و عاشق همسرش والکری، کامپیوترها و سینتی سایزرها است که در میخانه ها و کلوپ ها برای تماشاگران ناشناس می نوازد. اما هنگامی که وال با او اشتباه می کند و زندگی مارتین شروع به از هم پاشیدن می کند، او به موسیقی خود عقب نشینی می کند، به این امید که آشفتگی درونی خود را آرام کند. اما موسیقی میتواند تاریکی را فرا بخواند و روح را آرام کند، و دیری نمیگذرد که مارتین چیزی بیش از کلیدهای کیبورد سینت سایزر خود را میزند.