در 007 Gold Fingers، باند برگشته و ماموریت بعدی او رفتن به فورت ناکس است، جایی که Auric Goldfinger و اعضایش در حال نقشه کشیدن برای حمله به فورت ناکس و نابود کردن اقتصاد جهان هستند. برای نجات دوباره جهان، او باید دوست گلدفینگر شود و از قاتلان و خلبانان خصوصی گلدفینگر و بانوی جذاب پوسی گالور اجتناب کند.
In 007 Gold Fingers, Bond is back and his next mission is to go to Fort Knox, where Auric Goldfinger and his limbs are plotting to attack Fort Knox and obliterate the world economy. To save the world again, he needs to become Goldfinger’s friend, avoiding assassins and private pilots of Goldfinger, Galore
این فیلم با نام تجاری Goldfinger (James Bond 007) محصول کشور United States است.به کارگردانی Guy Hamilton و بازیگرانی چون Gert Frobe,Honor Blackman,Shirley Eaton در ژانر دلهره آور,اکشن,ماجراجویی در سال 1964 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
غواصان در جستجوی گنج غرق شده شاهد قتل فروشندگان مواد مخدر توسط دزدان دریایی مدرن هستند ، اما یک قاتل بزرگ سفید مصمم است که اجازه ندهد هیچ یک از آنها از آب های خود فرار کند.
دو قاتل بیشتر از آنچه که از آنها چانه زنی می کنند ، وقتی اجساد مرده در یک انبار ظاهر می شوند که قبلاً هرگز با آنها روبرو نشده اند ، می شوند. هرچه روز کاری آنها به کار خود ادامه می دهد ، آنها شروع به زیر سوال بردن یکدیگر می کنند و به جنون علمی تخیلی رانده می شوند.
یک سناتور فاسد ترتیب قتل بزرگترین مسئولیت خود، دخترخوانده فرسودگی نامنظم خود را می دهد، اما او ناخواسته استعداد طبیعی خود را به عنوان یک قاتل دست نخورده کشف می کند.
یک بازپرس خصوصی منزوی توسط یکی از دوستانش متقاعد می شود که از مخفیگاه بیرون بیاید تا به یافتن خواهر گمشده اش کمک کند و او را در دسترس کسانی قرار دهد که خواهان مرگ خانواده اش هستند.
یک خیاط پس از دزدیدن یک کیف از یک معامله مواد مخدر که خراب شده است، در نخ خودش گیر می کند. در یک بازی رو به افزایش موش و گربه، انتخابهای متفاوت او منجر به نتایج کاملاً متفاوتی در طول مسیر میشود.
مارتین مردی است خارج از زمان و عاشق همسرش والکری، کامپیوترها و سینتی سایزرها است که در میخانه ها و کلوپ ها برای تماشاگران ناشناس می نوازد. اما هنگامی که وال با او اشتباه می کند و زندگی مارتین شروع به از هم پاشیدن می کند، او به موسیقی خود عقب نشینی می کند، به این امید که آشفتگی درونی خود را آرام کند. اما موسیقی میتواند تاریکی را فرا بخواند و روح را آرام کند، و دیری نمیگذرد که مارتین چیزی بیش از کلیدهای کیبورد سینت سایزر خود را میزند.