جن وحشتناک، گرامپر، سورتمه کریسمس غیرقابل تصور و دزدیده شده بابانوئل را انجام داده است. اکنون وظیفه تیم کارآگاه E.L.F Jingle، Bingle، Tingle، Dorabelle و Cheer است که سورتمه را بیابند و کریسمس را نجات دهند.::https://teaser-trailer.com
Dastardly elf, Grumper, has done the unthinkable and STOLEN Santas prized Christmas sleigh. Now its up to E.L.F detective team Jingle, Bingle, Tingle, Dorabelle and Cheer to find the sleigh and save Christmas.::https://teaser-trailer.com
این فیلم با نام تجاری Elfland محصول کشور United States است.به کارگردانی Logan Spence و بازیگرانی چون Kj Schrock,Sarah Taylor در ژانر انیمیشن,خانوادگی,فانتزی در سال 2019 ساخته شده است. که در سایت نیو ساب تایتل ارائه شده است
فیلم مرتبط را از این قسمت پیدا کنید.
جرالت از ریویا ، یک شکارچی هیولا جهش یافته ، برای بررسی یک سری حملات در یک دهکده ساحلی استخدام می شود و خود را به یک درگیری قرن قرن بین انسان و مأمورین جلب می کند. او باید روی دوستان-قدیمی و جدید-حساب کند تا رمز و راز را قبل از اینکه خصومت بین دو پادشاهی به یک جنگ همه جانبه افزایش یابد ، حل کند.
هنگامی که یک سگ پلیس وفادار و صاحب افسر پلیس انسانی وی در این کار زخمی می شوند ، یک جراحی هربور شده اما نجات دهنده زندگی این دو نفر را با هم و مرد سگ به دنیا می آورد. مرد سگ برای محافظت و خدمت قسم خورده است - و واکشی می کند ، می نشیند و می چرخند. در حالی که مرد سگ هویت جدید خود را در آغوش می گیرد و تلاش می کند تا رئیس خود را تحت تأثیر قرار دهد ، باید جلوی توطئه های شیطانی بسیار سرپرست سرپرست پتی گربه را بگیرد.
شخصیت سابق تلویزیون، کریس مسترمن، در یک شهر بیرون از شهر خارج از آلیس اسپرینگز سرگردان می شود. در آنجا، او با دختر 12 ساله بومی چارلی متحد می شود. این زوج دوستی بعید تشکیل می دهند و برای نجات و بازپروری جوی های یتیم در جامعه دورافتاده اما خیره کننده Outback همکاری می کنند - تلاشی که ثابت می کند زندگی هر دوی آنها را تغییر می دهد.
خانواده کلر، از جمله والدین و سه فرزند بزرگسالشان، تصمیم میگیرند در تعطیلات با یک سفر دریایی در رودخانه اروپا به گردش در بازارهای کریسمس بروند و هر خواهر و برادر چالش زندگی خود را پشت سر میگذارند.
در لندن امروزی، یک تاجر هندی-بریتانیایی نامهربان توسط سه روح مجبور میشود تا به زندگیاش فکر کند و نیازهای اطرافیانش را در نظر بگیرد.
پانجی که روح خود را به جادوی سیاه فروخت تا انتقام مرگ همسرش را بگیرد، قصد داشت به زندگی خود پایان دهد، اما بدن خود را در غل و زنجیر جادوی سیاه یافت که روح او را کنترل می کرد. پس از سرگردانی بی هدف، پانجی با یک جنگجوی پیر ملاقات کرد که از او کمک خواست تا راهزنی را تعقیب کند که میراث مقدسی را تصرف کرده بود که گفته می شد می تواند قدرت جادوی سیاه را از بین ببرد. پانجی پیشنهادی را پذیرفت که او را به جنگی طولانی بین دو پادشاهی کشاند و واقعیت گذشته تاریک او را فاش کرد.