الکساندرا روچ در امانفورد، کارمارتنشایر در ولز به دنیا آمد و قبلاً در اوایل نوجوانی خود یکی از جانبازان صابون تلویزیونی ولزی "Pobol Y Cwm" بود. در سال 2003 در حالی که برای امتحانات GCSE خود در مدرسه جامع محلی درس می خواند، متوجه شد که بازیکنانی را در صابون های ملی شکست داده است تا جایزه بهترین بازیگر نوجوان را در صابون در ...
Alexandra Roach was born in Ammanford, Carmarthenshire in Wales and was already a veteran of the Welsh television soap 'Pobol Y Cwm' by her early teens. In 2003 whilst studying for her GCSE exams at the local comprehensive school she learned that she had beaten out players in national soaps to win the award for the best juvenile actor in a soap at...
فیلم یا سریال مرتبط به بازیگر را از این قسمت پیدا کنید.
داستان واقعی درباره مادر یک قربانی قتل که به دنبال آن است که بیوه پسرش را به دست عدالت بسپارد و حضانت نوه اش را به دست آورد.
یک جفت دختر نوجوان که روزها نابینا هستند اما وقتی آفتاب غروب می کند در خیابان ها پرسه می زنند تا تشنگی خون خود را سیراب کنند.
فیلم با گزیدهای از مستند نقطه کور: منشی هیتلر (2002) آغاز میشود که در آن تراودل یونگ واقعی احساس گناه و شرمندگی خود را برای تحسین هیتلر در جوانی نشان میدهد. فیلم ادامه مییابد که هیتلر (برونو گانز) را نشان میدهد که یونگه (الکساندرا ماریا لارا) را به عنوان منشی خود در لانه گرگ در پروس شرقی در نوامبر 1942 استخدام میکند.
لوکاس یک معلم است، او زندگی تنهایی می کند و سعی می کند ارتباط خود را با پسرش حفظ کند. با یافتن عشق جدید و دریافت خبرهای خوب از پسرش، زندگی او آرام آرام بهتر می شود، اما به زودی با یک دروغ بی گناه به کابوس تبدیل می شود.
یک زن جوان مضطرب باید با بدترین ترسهایش مقابله کند، وقتی خودش را به تنهایی در انباری در شهر نیویورک در جریان خاموشی سال 2003 گرفتار میبیند.
مارتا پلنت، بازاریاب تلفنی بی دست و پا، در حالی که گنج را دفن می کند و سوپ نخود خرد شده می خورد، به تنهایی زندگی می کند. هنگامی که او یک ولگرد با شخصیت های متعدد را می پذیرد، متوجه می شود که داشتن سه دوست در یکی ممکن است بیش از توانایی او باشد.